عکس نوشته روز پدر و مرد مخصوص پروفایل *با کلاس و شیک*

287
loading...

عکس نوشته روز پدر

در این مطلب از سایت فان تعدادی عکس نوشته روز پدر و مرد مخصوص پروفایل براتون گردآوری کردیم امیدواریم سایه پدرانتان بالای سرتون باشه و اگر هم به رحمت خدا رفتن روحشون شاد باشه اگر هم دنبال متنها و اس‌ام‌اس‌های مربوط به روز پدر می‌گردید روی لینک زیر لیک کنید :

متن روز پدر و مرد * با کلاس و جدید *

عکس پروفایل روز پدر
عکس پروفایل روز پدر
تبریک روز مرد
تبریک روز مرد
پیام روز پدر
پیام روز پدر

پشت‏گرمی من
پشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏چرخید، صدایت نزنم!
راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏زنم؛ بابا!
آن‏قدر با دست‏هایت انس گرفته‏ام که گاهی دلم لک می‏زند، دستانم را بگیری.
هر بار دستانم را می‏گیری، خیالم راحت می‏شود؛ می‏دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی‏کنی… .

پروفایل برای روز پدر
پروفایل برای روز پدر
عکس پروفایل روز پدر
عکس پروفایل روز پدر
روز پدر مبارک
روز پدر مبارک
عکس پروفایل روز پدر
عکس پروفایل روز پدر
عکس پروفایل روز پدر
عکس پروفایل روز پدر
عکس نوشته پدر
عکس نوشته پدر
عکس نوشته پدر
عکس نوشته پدر
روزت مبارک پدر
روزت مبارک پدر
عکس نوشته تبریک روز مرد
عکس نوشته تبریک روز مرد
جملکس های تبریک روز مرد
جملکس های تبریک روز مرد
تبریک روز مرد
تبریک روز مرد
عکس نوشته پدر
عکس نوشته پدر
عکس برای روز پدر
عکس برای روز پدر
روز پدر 97
روز پدر ۹۷
عکس پروفایل روز پدر
پروفایل پدر
عکس پروفایل روز پدر
تبریک روز پدر
عکس پروفایل روز پدر
روز پدر متن

حالم بهتر نیست از این دل خسته … گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را در دلم آب کنی گرفته دلم ، کجایی که به درد دلهایم گوش
کنی نیستی و من در حسرت این لحظه ها نشسته ام
، نیستی و من بیشتر از همیشه خسته ام در لا به لای برگهای
زندگی ، نیست برگی که از تو ننوشته باشم ،

نیست روزی که از تو نگفته باشم هزار سال هم که بگذرد من در توهم حضورت نفس می کشم
من آن شانه هایت را می خواهم که پناهم بود همان یک وجب از شانه ات تمام دارایی ام بود من آن دست های گرمت را می خواهم که یک عمرعبادت نوشت

با آن نگاه مهربان و آن همه خوبی من بی تو طاقت ماندن ندارم

این بغض لعنتی…. این بغض لعنتی

وقتی دیروز باران بارید

“آن مرد در باران آمد” را به یاد آوردم

“آن مرد با نان آمد”

یادم آمد که دیگر پدرم در باران

با نانی در دست

و لبخند بر لب

نخواهد آمد

دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگی‌اش

با زمین و تنهائیش

با خورشید و نبودنش

به یاد پدر سخت گریستم

پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت

پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست….

delna.ir

loading...

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.